دیوانِ شمس غزل ۲۹۱۷ بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۱۷

  1. چونک غم پیش آیدت در حق گریز هیچ چون حق غمگساری دیده‌ای

G2917:3

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای·هیچ گل بی‌زخم خاری دیده‌ای
  2. 2 در گلستان جهان آب و گل·بی خزانی نوبهاری دیده‌ای
  3. 3 چونک غم پیش آیدت در حق گریز·هیچ چون حق غمگساری دیده‌ای
  4. 4 کار حق کن بار حق کش جز ز حق·هیچ کس را کار و باری دیده‌ای
  5. 5 هیچ دل را بی‌صقال لطف او·در تجلی بی‌غباری دیده‌ای
  6. 6 بی جمال خوب دلدار قدیم·جز خیالی دل فشاری دیده‌ای
  7. 7 از نشاط صرف ناآمیخته·شرح ده ای دل تو باری دیده‌ای
  8. 8 در جهان صاف بی‌درد و دغل·بی خطر ایمن مطاری دیده‌ای
  9. 9 چون سگ کهف آی در غار وفا·ای شکاری چون شکاری دیده‌ای
  10. 10 لب ببند و چشم عبرت برگشا·چونک دیده اعتباری دیده‌ای
  11. 11 شمس تبریزی بگیرد دست تو·گر ز چشم بد عثاری دیده‌ای

ganjoor: sh2917 · public domain