دیوانِ شمس غزل ۲۹۸ بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۸

  1. از خطابش هست گشتی چون شراب از سعی آب وز شرابش نیست گشتی همچو آب اندر شراب

G298:7

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 آه از این زشتان که مه‌رو می‌نمایند از نقاب·از درون‌سو کاه‌تاب و از برون‌سو ماهتاب
  2. 2 چنگ دجال از درون و رنگ ابدال از برون·دام دزدان در ضمیر و رمز شاهان در خطاب
  3. 3 عاشق چادر مباش و خر مران در آب و گل·تا نمانی ز آب و گل مانند خر اندر خلاب
  4. 4 چون به سگ نان افکنی‌، سگ بو کند آنگه خورد·سگ نه‌ای‌، شیری‌، چه باشد بهر نان چندین شتاب‌؟
  5. 5 در هر آن مردار بینی رنگکی گویی که جان·جان کجا‌ رنگ از کجا‌؟ جان را بجو‌، جان را بیاب
  6. 6 تو سؤال و حاجتی‌، دلبر جواب هر سؤال·چون جواب آید فنا گردد سؤال اندر جواب
  7. 7 از خطابش هست گشتی چون شراب از سعی آب·وز شرابش نیست گشتی همچو آب اندر شراب
  8. 8 او ز نازش سر کشیده همچو آتش در فروغ·تو ز خجلت سر فکنده چون خطا پیش صواب
  9. 9 گر خزان غارتی مر باغ را بی‌برگ کرد·عدل سلطان بهار آمد برای فتح باب
  10. 10 برگ‌ها چون نامه‌ها بر وی نبشته خط سبز·شرح آن خط‌ها بجو از عنده‌ُ ام‌الکتاب

ganjoor: sh298 · public domain