دیوانِ شمس غزل ۲۹۹۱ بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۹۱

  1. در آینه نظر کن و در چشم خود نگر صد جان گره گره شده از وی به ساحری

G2991:3

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ای عشق پرده در که تو در زیر چادری·در حسن حوریی تو و در مهر مادری
  2. 2 در حلقه اندرآ و ببین جمله جان‌ها·در گوش حلقه کرده به قانون چاکری
  3. 3 در آینه نظر کن و در چشم خود نگر·صد جان گره گره شده از وی به ساحری
  4. 4 در هر گره نگه کن وضع خدای بین·در هم ببسته موسی و فرعون و سامری
  5. 5 از زیر دامنت تو برون آر شمع را·تا نقش حق بخندد بر نقش آزری
  6. 6 تا دست و پا نهاد دو زلف تو کفر را·هر دم بمیرد ایمان در پای کافری
  7. 7 چون مر تو را نیابد در جان و جا دلم·گشتم هزار بار من از جان و جا بری
  8. 8 خشک و تر دو چشم و لب من روان شده·در قلزمی که خشک نیابند و نی تری
  9. 9 دی لطف‌ها بکرد خیال تو گفتمش·کای باوفا و عهد ز من باوفاتری
  10. 10 دانم ز شمس دین است تو را این همه وفا·تبریز این سلام بر جان ما بری

ganjoor: sh2991 · public domain