دیوانِ شمس› غزل ۲۹۹۷› بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۹۷
- پوشیدهای چو حاج تو احرام نیلگون چون حاج گرد کعبه طوافی همیکنی
G2997:7
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ای آسمان که بر سر ما چرخ میزنی·در عشق آفتاب تو همخرقه منی
- 2 والله که عاشقی و بگویم نشان عشق·بیرون و اندرون همه سرسبز و روشنی
- 3 از بحر تر نگردی و ز خاک فارغی·از آتشش نسوزی و ز باد ایمنی
- 4 ای چرخ آسیا ز چه آب است گردشت·آخر یکی بگو که چه دولاب آهنی
- 5 از گردشی کنار زمین چون ارم کنی·وز گردشی دگر چه درختان که برکنی
- 6 شمعی است آفتاب و تو پروانهای به فعل·پروانه وار گرد چنین شمع میتنی
- 7 پوشیدهای چو حاج تو احرام نیلگون·چون حاج گرد کعبه طوافی همیکنی
- 8 حق گفت ایمن است هر آن کو به حج رسید·ای چرخ حق گزار ز آفات ایمنی
- 9 جمله بهانههاست که عشق است هر چه هست·خانه خداست عشق و تو در خانه ساکنی
- 10 زین بیش مینگویم و امکان گفت نیست·والله چه نکتههاست در این سینه گفتنی
ganjoor: sh2997 · public domain