دیوانِ شمس غزل ۳۰ بیت ۶ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۳۰

  1. این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمن بشکفته روی یوسفان از اشک افشاران ما

G30:6

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما·چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما
  2. 2 ای چشم ابر این اشک‌ها می‌ریز همچون مشک‌ها·زیرا که داری رشک‌ها بر ماه رخساران ما
  3. 3 این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگر·کز لابه و گریه پدر رستند بیماران ما
  4. 4 ابر گران چون داد حق از بهر لب خشکان ما·رطل گران هم حق دهد بهر سبکساران ما
  5. 5 بر خاک و دشت بی‌نوا گوهرفشان کرد آسمان·زین بی‌نوایی می‌کشند از عشق طراران ما
  6. 6 این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمن·بشکفته روی یوسفان از اشک افشاران ما
  7. 7 یک قطره‌اش گوهر شود یک قطره‌اش عبهر شود·وز مال و نعمت پر شود کف‌های کف خاران ما
  8. 8 باغ و گلستان ملی اشکوفه می‌کردند دی·زیرا که ابریق از پگه خوردند خماران ما
  9. 9 بربند لب همچون صدف مستی میا در پیش صف·تا بازآیند این طرف از غیب هشیاران ما

ganjoor: sh30 · public domain