دیوانِ شمس غزل ۳۰۲ بیت ۶ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۲

  1. می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود تا به گردون زیر و زارم روز و شب

G302:6

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 در هوایت بی‌قرارم روز و شب·سر ز پایت برندارم روز و شب
  2. 2 روز و شب را همچو خود مجنون کنم·روز و شب را کی گذارم روز و شب
  3. 3 جان و دل از عاشقان می‌خواستند·جان و دل را می‌سپارم روز و شب
  4. 4 تا نیابم آن چه در مغز منست·یک زمانی سر نخارم روز و شب
  5. 5 تا که عشقت مطربی آغاز کرد·گاه چنگم گاه تارم روز و شب
  6. 6 می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود·تا به گردون زیر و زارم روز و شب
  7. 7 ساقیی کردی بشر را چل صبوح·زان خمیر اندر خمارم روز و شب
  8. 8 ای مهار عاشقان در دست تو·در میان این قطارم روز و شب
  9. 9 می‌کشم مستانه بارت بی‌خبر·همچو اشتر زیر بارم روز و شب
  10. 10 تا بنگشایی به قندت روزه‌ام·تا قیامت روزه دارم روز و شب
  11. 11 چون ز خوان فضل روزه بشکنم·عید باشد روزگارم روز و شب
  12. 12 جان روز و جان شب ای جان تو·انتظارم انتظارم روز و شب
  13. 13 تا به سالی نیستم موقوف عید·با مه تو عیدوارم روز و شب
  14. 14 زان شبی که وعده کردی روز وصل·روز و شب را می‌شمارم روز و شب
  15. 15 بس که کشت مهر جانم تشنه است·ز ابر دیده اشکبارم روز و شب

ganjoor: sh302 · public domain