دیوانِ شمس› غزل ۳۰۵۴› بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۵۴
- چو صید دام خودی پس چگونه صیادی چو دزد خانه خویشی چگونه عیاری
G3054:7
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 منم که کار ندارم به غیر بیکاری·دلم ز کار زمانه گرفت بیزاری
- 2 ز خاک تیره ندیدم به غیر تاریکی·ز پیر چرخ ندیدم به غیر مکاری
- 3 فروگذاشتهای شست دل در این دریا·نه ماهیی بگرفتی نه دست میداری
- 4 تو را چه شصت و چه هفتاد چون نخواهی پخت·گلی به دست نداری چه خار میخاری
- 5 کلاه کژ بنهی همچو ماه و نورت نیست·برو برو که گرفتار ریش و دستاری
- 6 چگونه برقی آخر که کشت میسوزی·چگونه ابری آخر که سنگ میباری
- 7 چو صید دام خودی پس چگونه صیادی·چو دزد خانه خویشی چگونه عیاری
- 8 اگر چه این همه باشد ولی اگر روزی·خیال یار مرا دیدهای نکو یاری
- 9 به ذات پاک خدایی که کارساز همهست·چو مست کار امیر منی نکوکاری
- 10 اگر دو گام پیاده دویدی از پی او·تو یک سواره نهای تو سپاه سالاری
- 11 بگیر دامن عشقی که دامنش گرمست·که غیر او نرهاند تو را ز اغیاری
- 12 به یاد عشق شب تیره را به روز آور·چو عشق یاد بود شب کجا بود تاری
- 13 تو خفته باشی و آن عشق بر سر بالین·برآوریده دو کف در دعا و در زاری
- 14 اگر بگویم باقی بسوزد این عالم·هلا قناعت کردم بس است گفتاری
ganjoor: sh3054 · public domain