دیوانِ شمس› غزل ۳۰۸۰› بیت ۲ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۸۰
- تو آفتاب و دلم همچو سایه در پی تو دو چشم در تو نهادهست و گشته هرجایی
G3080:2
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 تو نور دیده جان یا دو دیده مایی·که شعله شعله به نور بصر درافزایی
- 2 تو آفتاب و دلم همچو سایه در پی تو·دو چشم در تو نهادهست و گشته هرجایی
- 3 از آن زمان که چو نی بستهام کمر پیشت·حرارتیست درون دل از شکرخایی
- 4 ز کان لطف تو نقدست عیش و عشرت ما·نیم به دولت عشق لب تو فردایی
- 5 به ذات پاک خداوند کز تو دزدیدهست·هر آنچ آب حیاتست روح افزایی
- 6 ز جوی حسن تو خوبان سبو سبو برده·به تشنگان ره عشق کرده سقایی
- 7 زهی سعادت آن تشنگان که بوی برند·به اصل چشمه آب خوش مصفایی
- 8 سبوی صورتها را به سنگ برنزنند·خورند آب حیات تو را ز بالایی
- 9 خدیو مفخر تبریز شمس دین به حق·دو صد مراد برآری چنین چو بازآیی
ganjoor: sh3080 · public domain