دیوانِ شمس غزل ۳۱۰ بیت ۱ اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۰

  1. بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب

G310:1

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب·آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب
  2. 2 بنگر به خانه تن و بنگر به جان من·از جام عشق او شده این مست و آن خراب
  3. 3 میر شرابخانه چو شد با دلم حریف·خونم شراب گشت ز عشق و دلم کباب
  4. 4 چون دیده پر شود ز خیالش ندا رسد·احسنت ای پیاله و شاباش ای شراب
  5. 5 دریای عشق را دل من دید ناگهان·از من بجست در وی و گفتا مرا بیاب
  6. 6 خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین·اندر پیش دوان شده دل‌های چون سحاب

ganjoor: sh310 · public domain