دیوانِ شمس غزل ۳۱۰۸ بیت ۱ اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۰۸

  1. به دست هجر تو زارم تو نیز می‌دانی طمع به وصل تو دارم، تو نیز می‌دانی

G3108:1

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 به دست هجر تو زارم تو نیز می‌دانی·طمع به وصل تو دارم، تو نیز می‌دانی
  2. 2 چو در دل آمد عشق تو و قرار گرفت·نماند صبر و قرارم، تو نیز می‌دانی
  3. 3 نهفته شد گل و بلبل پرید از چمنم·به درد خستهٔ خارم، تو نیز می‌دانی
  4. 4 به ناله باز سپیدم به سان فاخته شد·به کوهسار چو سارم، تو نیز می‌دانی
  5. 5 انار بودم خندان، بر آن عقیق لبت·کنون چو شعلهٔ نارم، تو نیز می‌دانی
  6. 6 انار عشق تو بوده‌ست شمس تبریزی·که برد بر سر دارم، تو نیز می‌دانی

ganjoor: sh3108 · public domain