دیوانِ شمس› غزل ۳۱۳۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G3134 · ۱۱ اشعار
غزل شمارهٔ ۳۱۳۴
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G3134:1 تو جان مایی، ماه سماییفارغ ز جمله اندیشهایی
- G3134:2 جویی ز فکرت، داروی علتفکرست اصل علت فزایی
- G3134:3 فکرت برون کن، حیرت فزون کننی مرد فکری مرد صفایی
- G3134:4 فکرت درین ره شد ژاژ خاییمجنون شو ای جان، عاقل چرایی؟!
- G3134:5 بد نام مجنون رست از کشاکشباهوش کرمی، مست اژدهایی
- G3134:6 کرم بریشم، اندیشه داردزیرا که جوید صنعت نمایی
- G3134:7 صنعت نماید، چیزی بزایداز خود برآید زان خیرهرایی
- G3134:8 صنعت رها کن، صانع بس استتشاهد همو بس، کم ده گوایی
- G3134:9 او نیستها را دادست هستیاو قلبها را بخشد روایی
- G3134:10 داد او فلک را دوران دایمنامد زیانش بیدست و پایی
- G3134:11 خامش! برآن باش که پر نگوییهرچند با خود بر مینیایی
ganjoor: sh3134 · public domain