دیوانِ شمس غزل ۳۱۵ بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۵

  1. بنگی شب نگر که چون دادست جمله خلق را از این بنگاب

G315:7

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب·چشم بگشا و جمع را دریاب
  2. 2 بنگر آخر که بی‌قرار شدست·چشم در چشم خانه چون سیماب
  3. 3 گشت شب دیر و خلق افتادند·چون ستاره میانه مهتاب
  4. 4 هم سیاهی و هم سپیدی چشم·از می خواب هر دو گشت خراب
  5. 5 جمله اندیشه‌ها چو برگ بریخت·گرد بنشست بر همه اسباب
  6. 6 عقل شد گوشه‌ای و می‌گوید·عقل اگر آن تست هین دریاب
  7. 7 بنگی شب نگر که چون دادست·جمله خلق را از این بنگاب
  8. 8 چشم در عین و غین افتادست·کار بگذشت از سؤال و جواب
  9. 9 آن سواران تیزاندیشه·همه ماندند چون خران به خلاب

ganjoor: sh315 · public domain