دیوانِ شمس غزل ۳۱۷۶ بیت ۹ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۷۶

  1. صلح درآ، این قدر آخر بدانک کرد کنون جبر و قدر آشتی

G3176:9

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 کردم با کان گهر آشتی·کردم با قرص قمر آشتی
  2. 2 خمرهٔ سرکه ز شکر صلح خواست·شکر که پذرفت شکر آشتی
  3. 3 آشتی و جنگ ز جذبهٔ حق است·نیست ز دُم، هست ز سر آشتی
  4. 4 رفت مسیحا به فلک ناگهان·با ملکان کرد بشر آشتی
  5. 5 ای فلک لطف، مسیح توم·گر بکنی بار دگر آشتی
  6. 6 جذبهٔ او داد عدم را وجود·کرده بدان پیه نظر آشتی
  7. 7 شاه مرا میل چو در آشتیست·کرد در افلاک اثر آشتی
  8. 8 گشت فلک دایهٔ این خاکدان·ثور و اسد آمد در آشتی
  9. 9 صلح درآ، این قدر آخر بدانک·کرد کنون جبر و قدر آشتی
  10. 10 بس کن کین صبح مرا، دایمست·نیست مرا بهر سپر آشتی

ganjoor: sh3176 · public domain