دیوانِ شمس› غزل ۳۲۶› بیت ۱۳ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۳۲۶
- کف میزن و زین میدان تو منشاء هر بانگی کاین بانگِ دو کف نبود بیفرقت و بیوصلت
G326:13
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 حالت ده و حیرت ده ای مبدع بیحالت·لیلی کن و مجنون کن ای صانع بیآلت
- 2 صد حاجت گوناگون در لیلی و در مجنون·فریادکنان پیشت کای مُعطیِ بیحاجت
- 3 انگشتریِ حاجت مُهریست سلیمانی·رهنست به پیش تو از دست مده صحبت
- 4 بگذشت مهِ توبه آمد به جهان ماهی·کاو بشکند و سوزد صد توبه به یک ساعت
- 5 ای گیج سری کان سر گیجیده نگردد ز او·وی گول دلی کان دل یاوه نکند نیت
- 6 ما لنگ شدیم این جا بربند درِ خانه·چرنده و پرنده لنگند در این حضرت
- 7 ای عشق توی کلی هم تاجی و هم غلی·هم دعوت پیغامبر هم ده دلی امت
- 8 از نیست برآوردی ما را جگری تشنه·بردوختهای ما را بر چشمه این دولت
- 9 خارم ز تو گل گشته و اجزا همه کل گشته·هم اول ما رحمت هم آخر ما رحمت
- 10 در خار ببین گل را بیرون همه کس بیند·در جزو ببین کل را این باشد اهلیت
- 11 در غوره ببین می را در نیست ببین شیء را·ای یوسف در چه بین شاهنشهی و ملکت
- 12 خاری که ندارد گل در صدر چمن ناید·خاکی ز کجا یابد؟ بیروح سر و سبلت
- 13 کف میزن و زین میدان تو منشاء هر بانگی·کاین بانگِ دو کف نبود بیفرقت و بیوصلت
- 14 خامش که بهار آمد گل آمد و خار آمد·از غیب برون جسته خوبان جهت دعوت
ganjoor: sh326 · public domain