دیوانِ شمس غزل ۴۱۲ بیت ۵ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۴۱۲

  1. غمزه‌ی چشم بهانه‌ست و زان‌سو هوسی‌ست و آنک او در پس غمزه‌ست دلم خَست کجاست

G412:5

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست·و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست
  2. 2 و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورم·و آنک سوگندِ من و توبه‌ام اشکست کجاست
  3. 3 و آنک جان‌ها به سحر نعره‌زنانند از او·و آنک ما را غمش از جای ببرده‌ست کجاست
  4. 4 جانِ جان‌ست وگر جای ندارد چه عجب·این‌که جا می‌طلبد در تنِ ما هست کجاست
  5. 5 غمزه‌ی چشم بهانه‌ست و زان‌سو هوسی‌ست·و آنک او در پس غمزه‌ست دلم خَست کجاست
  6. 6 پرده‌ی روشنِ دل بست و خیالات نمود·و آنک در پرده چنین پرده‌ی دل بست کجاست
  7. 7 عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد·و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست

ganjoor: sh412 · public domain