دیوانِ شمس› غزل ۵۲۸› بیت ۵ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۵۲۸
- بهر خلیل خویشتن آتش دهد افروختن وان آتش نمرود را اشکوفه و نسرین کند
G528:5
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 آن کیست آن آن کیست آن کاو سینه را غمگین کند·چون پیش او زاری کنی تلخ تو را شیرین کند
- 2 اول نماید مار کر آخر بود گنج گهر·شیرین شهی کاین تلخ را در دم نکوآیین کند
- 3 دیوی بود حورش کند ماتم بود سورش کند·وان کور مادرزاد را دانا و عالمبین کند
- 4 تاریک را روشن کند وان خار را گلشن کند·خار از کفت بیرون کشد وز گل تو را بالین کند
- 5 بهر خلیل خویشتن آتش دهد افروختن·وان آتش نمرود را اشکوفه و نسرین کند
- 6 روشنکنِ استارگان چارهگرِ بیچارگان·بر بنده او احسان کند هم بند را تحسین کند
- 7 جمله گناه مجرمان چون برگ دی ریزان کند·در گوش بدگویان خود عذر گنه تلقین کند
- 8 گوید بگو یا ذا الوفا اغفر لذنب قد هفا·چون بنده آید در دعا او در نهان آمین کند
- 9 آمین او آنست کاو اندر دعا ذوقش دهد·او را برون و اندرون شیرین و خوش چون تین کند
- 10 ذوقست کاندر نیک و بد در دست و پا قوّت دهد·کاین ذوقْ زور رستمان جفتِ تن مسکین کند
- 11 با ذوق مسکین رستمی بیذوق رستم پرغمی·گر ذوق نبْوَد یارِ جان، جان را چه باتمکین کند؟
- 12 دل را فرستادم به گه کاو تیز داند رفت ره·تا سوی تبریز وفا اوصاف شمس الدین کند
ganjoor: sh528 · public domain