دیوانِ شمس غزل ۵۲۹ بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۵۲۹

  1. آن کس که در مغرب بود یابد خورش از اندلس وان کس که در مشرق بود او نعمت هرمز خورد

G529:3

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد·دیدی تو یا خود دید کس کاندر جهان خر بز خورد؟
  2. 2 تروندهٔ پالیز جان هر گاو و خر را کی رسد؟·زان میوه‌های نادره‌، زیرک‌دل و گربز خورد
  3. 3 آن کس که در مغرب بود یابد خورش از اندلس·وان کس که در مشرق بود او نعمت هرمز خورد
  4. 4 چون خدمت قیصر کند او راتبه قیصر خورد·چون چاکر اربز بود از مطبخ اربز خورد
  5. 5 آن کاو به غصب و دزدی‌یی آهنگ پالیزی کند·از داد و داور عاقبت اشکنجه‌های غز خورد
  6. 6 تُرک آن بود کز بیم او دیه از خراج ایمن بود·تُرک آن نباشد کز طمع سیلی هر قنسز خورد
  7. 7 وان عقل پرمغزی که او در نوبهاری دررسد·از پوست‌ها فارغ شود، کی غصه قندز خورد؟
  8. 8 صفرا‌یی‌یی کز طبع بد از نار شیرین می‌رمد·نار ترش خواهد ولی آن به که نار مز خورد
  9. 9 خامش نخواهد خورد خود این راح‌های روح را·آن کس که از جوع‌البقر ده مرده ماش و رز خورد

ganjoor: sh529 · public domain