دیوانِ شمس غزل ۵۴۹ بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۵۴۹

  1. چاک شُدَست آسمان، غلغله‌ای است در جهان عنبر و مشک می‌دمد، سنجق یار می‌رسد

G549:3

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 آب زنید راه را، هین که نگار می‌رسد·مژده دهید باغ را، بوی بهار می‌رسد
  2. 2 راه دهید یار را، آن مه دَه چهار را·کز رخ نوربخش او، نور نثار می‌رسد
  3. 3 چاک شُدَست آسمان، غلغله‌ای است در جهان·عنبر و مشک می‌دمد، سنجق یار می‌رسد
  4. 4 رونق باغ می‌رسد، چشم و چراغ می‌رسد·غم به کناره می‌رود، مه به کنار می‌رسد
  5. 5 تیر روانه می‌رود، سوی نشانه می‌رود·ما چه نشسته‌ایم پس، شه ز شکار می‌رسد
  6. 6 باغ سلام می‌کند، سرو قیام می‌کند·سبزه پیاده می‌رود، غنچه سوار می‌رسد
  7. 7 خلوتیان آسمان، تا چه شراب می‌خورند·روح خراب و مست شد، عقل خمار می‌رسد
  8. 8 چون برسی به کوی ما، خامشی است خوی ما·زان که ز گفت و گوی ما، گرد و غبار می‌رسد

ganjoor: sh549 · public domain