دیوانِ شمس› غزل ۵۵› بیت ۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۵۵
- ولی برتافت بر چونها مشارقهای بیچونی بر آثار لطیف تو غلط گشتند الفتها
G55:6
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 شب قدر است جسم تو کز او یابند دولتها·مه بدرست روح تو کز او بشکافت ظلمتها
- 2 مگر تقویم یزدانی که طالعها در او باشد·مگر دریای غفرانی کز او شویند زلتها
- 3 مگر تو لوح محفوظی که درس غیب از او گیرند·و یا گنجینه رحمت کز او پوشند خلعتها
- 4 عجب تو بیت معموری که طوافانش املاکند·عجب تو رق منشوری کز او نوشند شربتها
- 5 و یا آن روح بیچونی کز اینها جمله بیرونی·که در وی سرنگون آمد تأملها و فکرتها
- 6 ولی برتافت بر چونها مشارقهای بیچونی·بر آثار لطیف تو غلط گشتند الفتها
- 7 عجایب یوسفی چون مه که عکس اوست در صد چه·از او افتاده یعقوبان به دام و جاه ملتها
- 8 چو زلف خود رسن سازد ز چههاشان براندازد·کشدشان در بر رحمت رهاندشان ز حیرتها
- 9 چو از حیرت گذر یابد صفات آن را که دریابد·خمش که بس شکسته شد عبارتها و عبرتها
ganjoor: sh55 · public domain