دیوانِ شمس غزل ۵۵۹ بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۵۵۹

  1. ای بت شنگ پرده‌ای گر تو نه فتنه کرده‌ای هر نفسی چنین حشر بر در ما چه می‌کند

G559:4

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 زهره عشق هر سحر بر در ما چه می‌کند·دشمن جان صد قمر بر در ما چه می‌کند
  2. 2 هر که بدید از او نظر باخبرست و بی‌خبر·او ملکست یا بشر بر در ما چه می‌کند
  3. 3 زیر جهان زبر شده آب مرا ز سر شده·سنگ از او گهر شده بر در ما چه می‌کند
  4. 4 ای بت شنگ پرده‌ای گر تو نه فتنه کرده‌ای·هر نفسی چنین حشر بر در ما چه می‌کند
  5. 5 گر نه که روز روشنی پیشه گرفته رهزنی·روز به روز و ره گذر بر در ما چه می‌کند
  6. 6 ور نه که دوش مست او آمد و درشکست او·پس به نشانه این کمر بر در ما چه می‌کند
  7. 7 گر نه جمال حسن او گرد برآرد از عدم·این همه گرد شور و شر بر در ما چه می‌کند
  8. 8 از تبریز شمس دین سوی که رای می‌کند·بحر چه موج زد گهر بر در ما چه می‌کند

ganjoor: sh559 · public domain