دیوانِ شمس غزل ۵۶۶ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G566 · ۷ اشعار

غزل شمارهٔ ۵۶۶

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G566:1 بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزددو چشم او به جادویی دو چشم چرخ بردوزد
  2. G566:2 شما دل‌ها نگه دارید مسلمانان که من باریچنان آمیختم با او که دل با من نیامیزد
  3. G566:3 نخست از عشق او زادم به آخر دل بدو دادمچو میوه زاید از شاخی از آن شاخ اندرآویزد
  4. G566:4 ز سایه خود گریزانم که نور از سایه پنهانستقرارش از کجا باشد کسی کز سایه بگریزد
  5. G566:5 سر زلفش همی‌گوید صلا زوتر رسن بازیرخ شمعش همی‌گوید کجا پروانه تا سوزد
  6. G566:6 برای این رسن بازی دلاور باش و چنبر شودرافکن خویش در آتش چو شمع او برافروزد
  7. G566:7 چو ذوق سوختن دیدی دگر نشکیبی از آتشاگر آب حیات آید تو را ز آتش نینگیزد

ganjoor: sh566 · public domain