دیوانِ شمس غزل ۵۷۰ بیت ۸ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۵۷۰

  1. ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد

G570:8

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد·خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد
  2. 2 ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد·به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد
  3. 3 گل از نسرین همی‌پرسد که چون بودی در این غربت·همی‌گوید خوشم زیرا خوشی‌ها زان دیار آمد
  4. 4 سمن با سرو می‌گوید که مستانه همی‌رقصی·به گوشش سرو می‌گوید که یار بردبار آمد
  5. 5 بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد·که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد
  6. 6 همی‌زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی·بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد
  7. 7 صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق·که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد
  8. 8 ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو·به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد
  9. 9 ببین کان لکلک گویا برآمد بر سر منبر·که ای یاران آن کاره صلا که وقت کار آمد

ganjoor: sh570 · public domain