دیوانِ شمس غزل ۵۷۳ بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۵۷۳

  1. درآید سنگ در گریه درآید چرخ در کُدْیه ز عرش آید دو صد هدیه چو او درسِ نظر گوید

G573:4

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه‌یْ شکر گوید·به بلبل کرد اشارت گل که تا اشعار برگوید
  2. 2 به سرو سبز وحی آمد که تا جانش بُوَد در تن·میان بندد به خدمت، روز و شب‌ها این سَمَر گوید
  3. 3 همه تسبیح گویانند اگر ماهست اگر ماهی·ولیکن عقل استادست، او مشروح‌تر گوید
  4. 4 درآید سنگ در گریه درآید چرخ در کُدْیه·ز عرش آید دو صد هدیه چو او درسِ نظر گوید
  5. 5 هزاران سیمبر بینی گشاییده بر و سینه·چو آن عنبرفشان قصه‌یْ نسیم آن سحر گوید
  6. 6 که را ماند دل آن لحظه که آن جان شرح دل گوید؟·که را ماند خبر از خود در آن دم کو خبر گوید؟
  7. 7 حدیث عشق، جان گوید؛ حدیث ره‌روان گوید·حدیث سُکر، سر گوید؛ حدیث خون، جگر گوید

ganjoor: sh573 · public domain