دیوانِ شمس› غزل ۶۰۱› بیت ۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۶۰۱
- من سیمتنی خواهم من همچو منی خواهم بیزارم از آن زشتی کو سیم و درم دارد
G601:8
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد·بشنو که چه میگوید بنگر که چه دم دارد
- 2 گر جسم تنک دارد جان تو سبک دارد·هر چند که صد لشکر در کتم عدم دارد
- 3 گر ماندهای در گل روی آر به صاحب دل·کو ملک ابد بخشد کو تاج قدم دارد
- 4 ای دل که جهان دیدی بسیار بگردیدی·بنمای که را دیدی کز عشق رقم دارد
- 5 ای مرکب خود کشته وی گرد جهان گشته·بازآی به خورشیدی کز سینه کرم دارد
- 6 آن سینه و چون سینه صیقل ده آیینه·آن سینه که اندر خود صد باغ ارم دارد
- 7 این عشق همیگوید کان کس که مرا جوید·شرطیست که همچون زر در کوره قدم دارد
- 8 من سیمتنی خواهم من همچو منی خواهم·بیزارم از آن زشتی کو سیم و درم دارد
- 9 القاب صلاح الدین بر لوح چو پیدا شد·انصاف بسی منت بر لوح و قلم دارد
ganjoor: sh601 · public domain