دیوانِ شمس› غزل ۶۰۲› بیت ۷ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۶۰۲
- تا نشکنی ای شیدا آن در نشود پیدا آن در بت من باشد یا شکل بتم دارد
G602:7
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد·وان کس که تو را بیند ای ماه چه غم دارد
- 2 از رنگ بلور تو شیرین شده جور تو·هر چند که جور تو بس تند قدم دارد
- 3 ای نازش حور از تو وی تابش نور از تو·ای آنک دو صد چون مه شاگرد و حشم دارد
- 4 ور خود حشمش نبود خورشید بود تنها·آخر حشم حسنش صد طبل و علم دارد
- 5 بس عاشق آشفته آسوده و خوش خفته·در سایه آن زلفی کو حلقه و خم دارد
- 6 گفتم به نگار من کز جور مرا مشکن·گفتا به صدف مانی کو در به شکم دارد
- 7 تا نشکنی ای شیدا آن در نشود پیدا·آن در بت من باشد یا شکل بتم دارد
- 8 شمس الحق تبریزی بر لوح چو پیدا شد·والله که بسی منت بر لوح و قلم دارد
ganjoor: sh602 · public domain