دیوانِ شمس› غزل ۶۲۴› بیت ۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۶۲۴
- همخرقه ایوبی زان پای همیکوبی هر کو شنود ارکض او پای وفا کوبد
G624:8
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 هر ذره که بر بالا مِی نوشد و پا کوبد·خورشید ازل بیند وز عشق خدا کوبد
- 2 آن را که بخنداند خوش دست برافشاند·وان را که بترساند دندان به دعا کوبد
- 3 مستست از آن باده با قامت خم داده·این چرخ بر این بالا ناقوس صلا کوبد
- 4 این عشق که مست آمد در باغ الست آمد·کانگور وجودم را در جهد و عنا کوبد
- 5 گر عشق نه مست استی یا باده پرست استی·در باغ چرا آید انگور چرا کوبد
- 6 تو پای همیکوبی و انگور نمیبینی·کاین صوفی جان تو در معصرهها کوبد
- 7 گویی همه رنج و غم بر من نهد آن همدم·چون باغ تو را باشد انگور که را کوبد
- 8 همخرقه ایوبی زان پای همیکوبی·هر کو شنود ارکض او پای وفا کوبد
- 9 از زمزمه یوسف یعقوب به رقص آمد·وان یوسف شیرین لب پا کوبد پا کوبد
- 10 ای طایفه پا کوبید چون حاضر آن جویید·باشد که سعادت پا در پای شما کوبد
- 11 این عشق چو بارانست ما برگ و گیا ای جان·باشد که دمی باران بر برگ و گیا کوبد
- 12 پا کوفت خلیل الله در آتش نمرودی·تا حلق ذبیح الله بر تیغ بلا کوبد
- 13 پا کوفته روح الله در بحر چو مرغابی·با طایر معراجی تا فوق هوا کوبد
- 14 خاموش کن و بیلب خوش طال بقا میزن·میترس که چشم بد بر طال بقا کوبد
ganjoor: sh624 · public domain