دیوانِ شمس غزل ۶۸۲ بیت ۱۱ → پچھلا

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۶۸۲

  1. سرک بر آستان نه همچو مسمار که گردون این چنین سر را نساید

G682:11

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 یکی لحظه از او دوری نباید·کز آن دوری خرابی‌ها فزاید
  2. 2 تو می‌گویی که بازآیم چه باشد·تو بازآیی اگر دل در گشاید
  3. 3 بسی این کار را آسان گرفتند·بسی دشوارها آسان نماید
  4. 4 چرا آسان نماید کار دشوار·که تقدیر از کمین عقلت رباید
  5. 5 به هر حالی که باشی پیش او باش·که از نزدیک بودن مهر زاید
  6. 6 اگر تو پاک و ناپاکی بمگریز·که پاکی‌ها ز نزدیکی فزاید
  7. 7 چنانک تن بساید بر تن یار·به دیدن جان او بر جان بساید
  8. 8 چو پا واپس کشد یک روز از دوست·خطر باشد که عمری دست خاید
  9. 9 جدایی را چرا می‌آزمایی·کسی مر زهر را چون آزماید
  10. 10 گیاهی باش سبز از آب شوقش·میندیش از خری کو ژاژ خاید
  11. 11 سرک بر آستان نه همچو مسمار·که گردون این چنین سر را نساید

ganjoor: sh682 · public domain