دیوانِ شمس› غزل ۷۰› بیت ۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۷۰
- گلستان را گلستان را خماری بد ز جور دی فرستاد او فرستاد او شرابات نباتی را
G70:8
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را·خضر آمد خضر آمد بیار آب حیاتی را
- 2 عمر آمد عمر آمد ببین سرزیر شیطان را·سحر آمد سحر آمد بهل خواب سباتی را
- 3 بهار آمد بهار آمد رهیده بین اسیران را·به بستان آ به بستان آ ببین خلق نجاتی را
- 4 چو خورشید حمل آمد شعاعش در عمل آمد·ببین لعل بدخشان را و یاقوت زکاتی را
- 5 همان سلطان همان سلطان که خاکی را نبات آرد·ببخشد جان ببخشد جان نگاران نباتی را
- 6 درختان بین درختان بین همه صایم همه قایم·قبول آمد قبول آمد مناجات صلاتی را
- 7 ز نورافشان ز نورافشان نتانی دید ذاتش را·ببین باری ببین باری تجلی صفاتی را
- 8 گلستان را گلستان را خماری بد ز جور دی·فرستاد او فرستاد او شرابات نباتی را
- 9 بشارت ده بشارت ده به محبوسان جسمانی·که حشر آمد که حشر آمد شهیدان رفاتی را
- 10 شقایق را شقایق را تو شاکر بین و گفتی نی·تو هم نو شو تو هم نو شو بهل نطق بیاتی را
- 11 شکوفه و میوه بستان برات هر درخت آمد·که بیخم نیست پوسیده ببین وصل سماتی را
- 12 زبان صدق و برق رو برات مؤمنان آمد·که جانم واصل وصلست و هشته بیثباتی را
ganjoor: sh70 · public domain