دیوانِ شمس غزل ۸۳۰ بیت ۶ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۸۳۰

  1. جان عرشی سوی عیسی می‌رود جان فرعونی به قارون می‌رود

G830:6

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود·درد جان‌ها سوی هامون می‌رود
  2. 2 چشم دل بگشا و در جان‌ها نگر·چون بیامد چون شد و چون می‌رود
  3. 3 جامه برکش چونک در راهی روی·چون همه ره خاک با خون می‌رود
  4. 4 لاله خون آلود می‌روید ز خاک·گرچه با دامان گلگون می‌رود
  5. 5 جان چو شد در زیر خاکم جا کنید·خاک در خانه چو خاتون می‌رود
  6. 6 جان عرشی سوی عیسی می‌رود·جان فرعونی به قارون می‌رود
  7. 7 سوی آن دل جان من پر می‌زند·کو لطیف و شاد و موزون می‌رود
  8. 8 زانک آن جان دون حق چیزی نخواست·وین دگر جان سوی مادون می‌رود

ganjoor: sh830 · public domain