دیوانِ شمس› غزل ۸۶۱› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۸۶۱
- بنمای خانهای که از او نیست پرچراغ بنمای صفهای که رخش پرصفا نکرد
G861:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد·ما را چه جرم اگر کرمش با شما نکرد
- 2 تشنیع میزنی که جفا کرد آن نگار·خوبی که دید در دو جهان کو جفا نکرد
- 3 عشقش شکر بس است اگر او شکر نداد·حسنش همه وفاست اگر او وفا نکرد
- 4 بنمای خانهای که از او نیست پرچراغ·بنمای صفهای که رخش پرصفا نکرد
- 5 این چشم و آن چراغ دو نورند هر یکی·چون آن به هم رسید کسیشان جدا نکرد
- 6 چون روح در نظاره فنا گشت این بگفت·نظاره جمال خدا جز خدا نکرد
- 7 هر یک از این مثال بیانست و مغلطه است·حق جز ز رشک نام رخش والضحی نکرد
- 8 خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین·بر فانیی نتافت که آن را بقا نکرد
ganjoor: sh861 · public domain