دیوانِ شمس غزل ۹۱۲ بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۹۱۲

  1. چو تو سلیم دلی را چو لقمه بربایند به هر پیاده شهی را به طرح مات کنند

G912:4

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند·که سخت دست درازند بسته پات کنند
  2. 2 نگفتمت که بدان سوی دام در دامست·چو درفتادی در دام کی رهات کنند
  3. 3 نگفتمت به خرابات طرفه مستانند·که عقل را هدف تیر ترهات کنند
  4. 4 چو تو سلیم دلی را چو لقمه بربایند·به هر پیاده شهی را به طرح مات کنند
  5. 5 بسی مثال خمیرت دراز و گرد کنند·کهت کنند و دو صد بار کهربات کنند
  6. 6 تو مرد دل تنکی پیش آن جگرخواران·اگر روی چو جگربند شوربات کنند
  7. 7 تو اعتماد مکن بر کمال و دانش خویش·که کوه قاف شوی زود در هوات کنند
  8. 8 هزار مرغ عجب از گل تو برسازند·چو ز آب و گل گذری تا دگر چه‌هات کنند
  9. 9 برون کشندت از این تن چنان که پنبه ز پوست·مثال شخص خیالیت بی‌جهات کنند
  10. 10 چو در کشاکش احکام راضیت یابند·ز رنج‌ها برهانند و مرتضات کنند
  11. 11 خموش باش که این کودنان پست سخن·حشیشی‌اند و همین لحظه ژاژخات کنند

ganjoor: sh912 · public domain