دیوانِ شمس› غزل ۹۱۶› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۹۱۶
- زهی سلیم که معشوق او به خانه اوست به سوی خانه نیاید؛ گزاف میپوید
G916:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 درخت و برگ برآید ز خاک این گوید·که «خواجه هر چه بکاری تو را همان روید»
- 2 تو را اگر نفسی ماند جز که عشق مکار·که چیست قیمت مردم؟ هر آنچ میجوید
- 3 بشو دو دست ز خویش و بیا به خوان بنشین·که آب بهر وی آمد که دست و رو شوید
- 4 زهی سلیم که معشوق او به خانه اوست·به سوی خانه نیاید؛ گزاف میپوید
- 5 به سوی مریم آید دوانه گر عیسیست·وگر خر است بهل تا کمیز خر بوید
- 6 کسی که همره ساقیست چون بود هشیار؟·چرا نباشد لمتر؟ چرا نیفزوید؟
- 7 کسی که کان عسل شد ترش چرا باشد؟·کسی که مرده ندارد بگو چرا موید؟
- 8 تو را بگویم پنهان که گل چرا خندد·که گلرخیش به کف گیرد و بینبوید
- 9 بگو غزل که به صد قرن خلق این خوانند·نسیج را که خدا بافت آن نفرسوید
ganjoor: sh916 · public domain