دیوانِ شمس غزل ۹۴۱ بیت ۵ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۹۴۱

  1. شود دمی همه خاک و شود دمی همه آب شود دمی همه آتش شود دمی همه دود

G941:5

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود·به نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بود
  2. 2 به نقد خاک شدن کار عاشقان باشد·که راه بند شکستن خدایشان بنمود
  3. 3 به امر موتوا من قبل ان تموتوا ما·کنیم همچو محمد غزای نفس جهود
  4. 4 جهود و مشرک و ترسا نتیجه نفس است·ز پشک باشد دود خبیث نی از عود
  5. 5 شود دمی همه خاک و شود دمی همه آب·شود دمی همه آتش شود دمی همه دود
  6. 6 شود دمی همه یار و شود دمی همه غار·شود دمی همه تار و شود دمی همه پود
  7. 7 به پیش خلق نشسته هزار نقش شود·ولیک در نظر تو نه کم شود نه فزود
  8. 8 به پیش چشم محمد بهشت و دوزخ عین·به پیش چشم دگر کس مستر و مغمود
  9. 9 مذللست قطوف بهشت بر احمد·که کرد دست دراز و از آن بخواست ربود
  10. 10 که تا دهد به صحابه ولیک آن بگداخت·شد آب در کفش ایرا نبود وقت نمود

ganjoor: sh941 · public domain