دیوانِ شمس غزل ۹۷۲ بیت ۱۶ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۹۷۲

  1. شاهشان بر کنار لطف نهد نی چنین خوار و محتضر میرند

G972:16

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 عاشقانی که باخبر میرند·پیش معشوق چون شکر میرند
  2. 2 از الست آب زندگی خوردند·لاجرم شیوه دگر میرند
  3. 3 چونک در عاشقی حشر کردند·نی چو این مردم حشر میرند
  4. 4 از فرشته گذشته‌اند به لطف·دور از ایشان که چون بشر میرند
  5. 5 تو گمان می‌بری که شیران نیز·چون سگان از برون در میرند
  6. 6 بدود شاه جان به استقبال·چونک عشاق در سفر میرند
  7. 7 همه روشن شوند چون خورشید·چونک در پای آن قمر میرند
  8. 8 عاشقانی که جان یک دگرند·همه در عشق همدگر میرند
  9. 9 همه را آب عشق بر جگر است·همه آیند و در جگر میرند
  10. 10 همه هستند همچو در یتیم·نه بر مادر و پدر میرند
  11. 11 عاشقان جانب فلک پرند·منکران در تک سقر میرند
  12. 12 عاشقان چشم غیب بگشایند·باقیان جمله کور و کر میرند
  13. 13 و آنک شب‌ها نخفته‌اند ز بیم·جمله بی‌خوف و بی‌خطر میرند
  14. 14 و آنک این جا علف پرست بدند·گاو بودند و همچو خر میرند
  15. 15 و آنک امروز آن نظر جستند·شاد و خندان در آن نظر میرند
  16. 16 شاهشان بر کنار لطف نهد·نی چنین خوار و محتضر میرند
  17. 17 و انک اخلاق مصطفی جویند·چون ابوبکر و چون عمر میرند
  18. 18 دور از ایشان فنا و مرگ ولیک·این به تقدیر گفتم ار میرند

ganjoor: sh972 · public domain