پڑھیے› دفتر ۱› حصہ ۱۳۰ → پچھلا · اگلا ←
بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب
اعرابی عورت کا بارش کے پانی کے گھڑے کو نمد میں سی کر اس پر مہر لگانا، اس کی انتہائی عقیدت کی وجہ سے
- M1:2727 مرد گفت آری سبو را سر ببندهین که این هدیهست ما را سودمند
- M1:2728 در نمد در دوز تو این کوزه راتا گشاید شه به هدیه روزه را
- M1:2729 کاین چنین اندر همه آفاق نیستجز رحیق و مایهی اذواق نیست
- M1:2730 زانک ایشان ز آبهای تلخ و شوردایما پر علتاند و نیمکور
- M1:2731 مرغ کاب شور باشد مسکنشاو چه داند جای آب روشنش
- M1:2732 ای که اندر چشمهی شورست جاتتو چه دانی شط و جیحون و فرات
- M1:2733 ای تو نارسته ازین فانی رباطتو چه دانی محو و سکر و انبساط
- M1:2734 ور بدانی نقلت از آب و جدستپیش تو این نامها چون ابجدست
- M1:2735 ابجد و هوز چه فاش است و پدیدبر همه طفلان و معنی بس بعید
- M1:2736 پس سبو برداشت آن مرد عربدر سفر شد میکشیدش روز و شب
- M1:2737 بر سبو لرزان بُد از آفات دهرهم کشیدش از بیابان تا به شهر
- M1:2738 زن مصلا باز کرده از نیازرب سلم ورد کرده در نماز
- M1:2739 که نگهدار آب ما را از خسانیا رب آن گوهر بدان دریا رسان
- M1:2740 گرچه شویم آگهست و پر فنستلیک گوهر را هزاران دشمنست
- M1:2741 خود چه باشد گوهر، آبِ کوثرستقطرهای زینست کاصل گوهرست
- M1:2742 از دعاهای زن و زاری اووز غم مرد و گرانباری او
- M1:2743 سالم از دزدان و از آسیب سنگبرد تا دار الخلافه بیدرنگ
- M1:2744 دید درگاهی پر از انعامهااهل حاجت گستریده دامها
- M1:2745 دم بدم هر سوی صاحبحاجتییافته زان در عطا و خلعتی
- M1:2746 بهر گبر و مؤمن و زیبا و زشتهمچو خورشید و مطر نی چون بهشت
- M1:2747 دید قومی در نظر آراستهقوم دیگر منتظر بر خاسته
- M1:2748 خاص و عامه از سلیمان تا بمورزنده گشته چون جهان از نفخ صور
- M1:2749 اهل صورت در جواهر بافتهاهل معنی بحر معنی یافته
- M1:2750 آنک بی همت چه با همت شدهوانک با همت چه با نعمت شده