پڑھیے› دفتر ۱› حصہ ۴۷ → پچھلا · اگلا ←
بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل
شیر کا کوشش کو توکل پر ترجیح دینا
- M1:935 گفت شیر آری ولی ربُّ العبادنردبانی پیش پای ما نهاد
- M1:936 پایه پایه رفت باید سوی بامهست جَبری بودن اینجا طمع خام
- M1:937 پای داری چون کُنی خود را تو لنگ؟دست داری چون کُنی پنهان تو چنگ؟
- M1:938 خواجه چون بیلی به دست بنده دادبی زبان معلوم شد او را مُراد
- M1:939 دستِ همچون بیل اشارتهای اوستآخر اندیشی عبارتهای اوست
- M1:940 چون اشارتهاش را بر جان نهیدر وفای آن اشارت جان دهی
- M1:941 پس اشارتهای اسرارت دهدبار بَردارد ز تو کارت دهد
- M1:942 حاملی محمول گرداند توراقابلی مقبول گرداند تورا
- M1:943 قابل امر ویی قایل شویوصل جویی بعد از آن واصل شوی
- M1:944 سعیِ شکرِ نعمتش قدرت بودجَبر تو انکار آن نعمت بود
- M1:945 شکرِ قدرت قدرتت افزون کندجَبرْ نعمت از کفت بیرون کند
- M1:946 جَبرِ تو خُفتن بود در ره مخُسپتا نبینی آن در و دَرگه مخُسپ
- M1:947 هان مخسپ ای کاهلِ بیاعتبارجز به زیر آن درخت میوهدار
- M1:948 تا که شاخ افشان کند هر لحظه بادبر سر خفته بریزد نقل و زاد
- M1:949 جبر و خفتن در میان رهزنانمرغ بیهنگام کی یابد امان؟
- M1:950 ور اشارتهاش را بینی زنیمرد پنداری و چون بینی زنی
- M1:951 این قدر عقلی که داری گُم شودسَر که عقل از وی بپرّد دُم شود
- M1:952 زانک بیشکری بود شوم و شَنارمیبرد بیشکر را در قَعرِ نار
- M1:953 گر توکّل میکنی در کار کنکشت کن پس تکیه بر جبّار کُن