پڑھیے دفتر ۴ حصہ ۲۱ → پچھلا · اگلا ←

بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق

اس حدیث کی تفسیر کہ میری امت کی مثال نوح کی کشتی کی طرح ہے جو اس سے جڑا وہ بچ گیا اور جو اس سے پیچھے رہا وہ ڈوب گیا

  1. M4:536 بهر این فرمود پیغامبر که منهم‌چو کشتی‌ام به طوفان زمن
  2. M4:537 ما و اصحابم چو آن کشتی نوحهر که دست اندر زند یابد فتوح
  3. M4:538 چونک با شیخی تو دور از زشتییروز و شب سیاری و در کشتیی
  4. M4:539 در پناه جان جان‌بخشی تویکشتی اندر خفته‌ای ره می‌روی
  5. M4:540 مسکل از پیغامبر ایام خویشتکیه کم کن بر فن و بر کام خویش
  6. M4:541 گرچه شیری چون روی ره بی‌دلیلخویش‌بین و در ضلالی و ذلیل
  7. M4:542 هین مپر الا که با پرهای شیختا ببینی عون و لشکرهای شیخ
  8. M4:543 یک زمانی موج لطفش بال تستآتش قهرش دمی حمال تست
  9. M4:544 قهر او را ضد لطفش کم شمراتحاد هر دو بین اندر اثر
  10. M4:545 یک زمان چون خاک سبزت می‌کندیک زمان پر باد و گبزت می‌کند
  11. M4:546 جسم عارف را دهد وصف جمادتا برو روید گل و نسرین شاد
  12. M4:547 لیک او بیند نبیند غیر اوجز به مغز پاک ندهد خلد بو
  13. M4:548 مغز را خالی کن از انکار یارتا که ریحان یابد از گلزار یار
  14. M4:549 تا بیابی بوی خلد از یار منچون محمد بوی رحمن از یمن
  15. M4:550 در صف معراجیان گر بیستیچون براقت بر کشاند نیستی
  16. M4:551 نه چو معراج زمینی تا قمربلک چون معراج کلکی تا شکر
  17. M4:552 نه چو معراج بخاری تا سمابل چو معراج جنینی تا نهی
  18. M4:553 خوش براقی گشت خنگ نیستیسوی هستی آردت گر نیستی
  19. M4:554 کوه و دریاها سمش مس می‌کندتا جهان حس را پس می‌کند
  20. M4:555 پا بکش در کشتی و می‌رو روانچون سوی معشوق جان جان روان
  21. M4:556 دست نه و پای نه رو تا قدمآن چنانک تاخت جانها از عدم
  22. M4:557 بردریدی در سخن پردهٔ قیاسگر نبودی سمع سامع را نعاس
  23. M4:558 ای فلک بر گفت او گوهر بباراز جهان او جهانا شرم دار
  24. M4:559 گر بباری گوهرت صد تا شودجامدت بیننده و گویا شود
  25. M4:560 پس نثاری کرده باشی بهر خودچونک هر سرمایهٔ تو صد شود