پڑھیے› دفتر ۴› حصہ ۲۶ → پچھلا · اگلا ←
بخش ۲۶ - دلداری کردن و نواختن سلیمان علیهالسلام مر آن رسولان را و دفع وحشت و آزار از دل ایشان و عذر قبول ناکردن هدیه شرح کردن با ایشان
سلیمان علیہ السلام کا ان رسولوں کی دلجوئی اور ان سے وحشت اور آزار کو دور کرنا اور ہدیہ قبول نہ کرنے کی وجہ ان کے سامنے بیان کرنا
- M4:651 ای رسولان میفرستمتان رسولرد من بهتر شما را از قبول
- M4:652 پیش بلقیس آنچ دیدیت از عجبباز گویید از بیابان ذهب
- M4:653 تا بداند که به زر طامع نهایمما زر از زرآفرین آوردهایم
- M4:654 آنک گر خواهد همه خاک زمینسر به سر زر گردد و در ثمین
- M4:655 حق برای آن کند ای زرگزینروز محشر این زمین را نقره گین
- M4:656 فارغیم از زر که ما بس پر فنیمخاکیان را سر به سر زرین کنیم
- M4:657 از شما کی کدیهٔ زر میکنیمما شما را کیمیاگر میکنیم
- M4:658 ترک آن گیرید گر ملک سباستکه برون آب و گل بس ملکهاست
- M4:659 تختهبندست آن که تختش خواندهایصدر پنداری و بر در ماندهای
- M4:660 پادشاهی نیستت بر ریش خودپادشاهی چون کنی بر نیک و بد
- M4:661 بیمراد تو شود ریشت سپیدشرم دار از ریش خود ای کژ امید
- M4:662 مالک الملک است هر کش سر نهدبیجهان خاک صد ملکش دهد
- M4:663 لیک ذوق سجدهای پیش خداخوشتر آید از دو صد دولت ترا
- M4:664 پس بنالی که نخواهم ملکهاملک آن سجده مسلم کن مرا
- M4:665 پادشاهان جهان از بدرگیبو نبردند از شراب بندگی
- M4:666 ورنه ادهموار سرگردان و دنگملک را برهم زدندی بیدرنگ
- M4:667 لیک حق بهر ثبات این جهانمهرشان بنهاد بر چشم و دهان
- M4:668 تا شود شیرین بریشان تخت و تاجکه ستانیم از جهانداران خراج
- M4:669 از خراج ار جمع آری زر چو ریگآخر آن از تو بماند مردریگ
- M4:670 همره جانت نگردد ملک و زرزر بده سرمه ستان بهر نظر
- M4:671 تا ببینی کین جهان چاهیست تنگیوسفانه آن رسن آری به چنگ
- M4:672 تا بگوید چون ز چاه آیی به بامجان که یا بشرای هذا لی غلام
- M4:673 هست در چاه انعکاسات نظرکمترین آنک نماید سنگ زر
- M4:674 وقت بازی کودکان را ز اختلالمینماید آن خزفها زر و مال
- M4:675 عارفانش کیمیاگر گشتهاندتا که شد کانها بر ایشان نژند