پڑھیے دفتر ۴ حصہ ۸۸ → پچھلا · اگلا ←

بخش ۸۸ - بیان آنک عهد کردن احمق وقت گرفتاری و ندم هیچ وفایی ندارد کی لو ردوالعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون صبح کاذب وفا ندارد

بیان کہ احمق کا گرفتاری کے وقت کا عہد اور پشیمانی کوئی وفا نہیں رکھتی، کیونکہ اگر وہ واپس لوٹائے جائیں تو پھر وہی کام کریں گے جس سے انہیں روکا گیا تھا، اور وہ جھوٹے ہیں۔ جھوٹی صبح کی کوئی وفا نہیں ہوتی

  1. M4:2284 عقل می‌گفتش حماقت با توستبا حماقت عقل را آید شکست
  2. M4:2285 عقل را باشد وفای عهدهاتو نداری عقل رو ای خربها
  3. M4:2286 عقل را یاد آید از پیمان خودپردهٔ نسیان بدراند خرد
  4. M4:2287 چونک عقلت نیست نسیان میر تستدشمن و باطل کن تدبیر تست
  5. M4:2288 از کمی عقل پروانهٔ خسیسیاد نارد ز آتش و سوز و حسیس
  6. M4:2289 چونک پرش سوخت توبه می‌کندآز و نسیانش بر آتش می‌زند
  7. M4:2290 ضبط و درک و حافظی و یادداشتعقل را باشد که عقل آن را فراشت
  8. M4:2291 چونک گوهر نیست تابش چون بودچون مذکر نیست ایابش چون بود
  9. M4:2292 این تمنی هم ز بی‌عقلی اوستکه نبیند کان حماقت را چه خوست
  10. M4:2293 آن ندامت از نتیجهٔ رنج بودنه ز عقل روشن چون گنج بود
  11. M4:2294 چونک شد رنج آن ندامت شد عدممی‌نیرزد خاک آن توبه و ندم
  12. M4:2295 آن ندم از ظلمت غم بست بارپس کلام اللیل یمحوه النهار
  13. M4:2296 چون برفت آن ظلمت غم گشت خوشهم رود از دل نتیجه و زاده‌اش
  14. M4:2297 می‌کند او توبه و پیر خردبانگ لو ردوا لعادوا می‌زند