پڑھیے دفتر ۵ حصہ ۸۹ → پچھلا · اگلا ←

بخش ۸۹ - در بیان آنک دعای عارف واصل و درخواست او از حق هم‌چو درخواست حقست از خویشتن کی کنت له سمعا و بصرا و لسانا و یدا و قوله و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی و آیات و اخبار و آثار درین بسیارست و شرح سبب ساختن حق تا مجرم را گوش گرفته بتوبهٔ نصوح آورد

اس بات کے بیان میں کہ عارفِ واصل کی دعا اور اس کا حق سے درخواست کرنا حق کی اپنی ذات سے درخواست کرنے کے مترادف ہے، کہ کنت له سمعا و بصرا و لسانا و یدا (میں اس کا کان، آنکھ، زبان اور ہاتھ بن جاتا ہوں) اور اس کا قول: و ما رمیت اذ رمیت و لکن اللہ رمی (اور جب تو نے پھینکا تو تو نے نہیں پھینکا بلکہ اللہ نے پھینکا) اور اس بارے میں آیات، اخبار اور آثار بہت ہیں۔ اور اس سبب کی شرح کہ حق مجرم کو کس طرح پکڑ کر توبہ نصوح کی طرف لاتا ہے۔

  1. M5:2240 آن دعا از هفت گردون در گذشتکار آن مسکین به آخر خوب گشت
  2. M5:2241 که آن دعای شیخ نه چون هر دعاستفانی است و گفت او گفت خداست
  3. M5:2242 چون خدا از خود سؤال و کد کندپس دعای خویش را چون رد کند
  4. M5:2243 یک سبب انگیخت صنع ذوالجلالکه رهانیدش ز نفرین و وبال
  5. M5:2244 اندر آن حمام پر می‌کرد طشتگوهری از دختر شه یاوه گشت
  6. M5:2245 گوهری از حلقه‌های گوش اویاوه گشت و هر زنی در جست و جو
  7. M5:2246 پس در حمام را بستند سختتا بجویند اولش در پیچ رخت
  8. M5:2247 رختها جستند و آن پیدا نشددزد گوهر نیز هم رسوا نشد
  9. M5:2248 پس به جد جستن گرفتند از گزافدر دهان و گوش و اندر هر شکاف
  10. M5:2249 در شکاف تحت و فوق و هر طرفجست و جو کردند دری خوش صدف
  11. M5:2250 بانگ آمد که همه عریان شویدهر که هستید ار عجوز و گر نوید
  12. M5:2251 یک به یک را حاجبه جستن گرفتتا پدید آید گهردانهٔ شگفت
  13. M5:2252 آن نصوح از ترس شد در خلوتیروی زرد و لب کبود از خشیتی
  14. M5:2253 پیش چشم خویش او می‌دید مرگرفت و می‌لرزید او مانند برگ
  15. M5:2254 گفت یارب بارها برگشته‌امتوبه‌ها و عهدها بشکسته‌ام
  16. M5:2255 کرده‌ام آنها که از من می‌سزیدتا چنین سیل سیاهی در رسید
  17. M5:2256 نوبت جستن اگر در من رسدوه که جان من چه سختیها کشد
  18. M5:2257 در جگر افتاده‌استم صد شرردر مناجاتم ببین بوی جگر
  19. M5:2258 این چنین اندوه کافر را مباددامن رحمت گرفتم داد داد
  20. M5:2259 کاشکی مادر نزادی مر مرایا مرا شیری بخوردی در چرا
  21. M5:2260 ای خدا آن کن که از تو می‌سزدکه ز هر سوراخ مارم می‌گزد
  22. M5:2261 جان سنگین دارم و دل آهنینورنه خون گشتی درین رنج و حنین
  23. M5:2262 وقت تنگ آمد مرا و یک نفسپادشاهی کن مرا فریاد رس
  24. M5:2263 گر مرا این بار ستاری کنیتوبه کردم من ز هر ناکردنی
  25. M5:2264 توبه‌ام بپذیر این بار دگرتا ببندم بهر توبه صد کمر
  26. M5:2265 من اگر این بار تقصیری کنمپس دگر مشنو دعا و گفتنم
  27. M5:2266 این همی زارید و صد قطره روانکه در افتادم به جلاد و عوان
  28. M5:2267 تا نمیرد هیچ افرنگی چنینهیچ ملحد را مبادا این حنین
  29. M5:2268 نوحه‌ها می کرد او بر جان خویشروی عزرائیل دیده پیش پیش
  30. M5:2269 ای خدا و ای خدا چندان بگفتکه آن در و دیوار با او گشت جفت
  31. M5:2270 در میان یارب و یارب بد اوبانگ آمد از میان جست و جو