پڑھیے› دفتر ۶› حصہ ۱۳۶ → پچھلا · اگلا ←
بخش ۱۳۶ - کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز
شیخ شیبان راعی قدس اللہ روحہ العزیز کی کرامات
- M6:4811 همچو آن شیبان که از گرگ عنیدوقت جمعه بر رعا خط میکشید
- M6:4812 تا برون ناید از آن خط گوسفندنه در آید گرگ و دزد با گزند
- M6:4813 بر مثال دایرهٔ تعویذ هودکه اندر آن صرصر امان آل بود
- M6:4814 هشت روزی اندرین خط تن زنیدوز برون مثله تماشا میکنید
- M6:4815 بر هوا بردی فکندی بر حجرتا دریدی لحم و عظم از همدگر
- M6:4816 یک گره را بر هوا درهم زدیتا چو خشخاش استخوان ریزان شدی
- M6:4817 آن سیاست را که لرزید آسمانمثنوی اندر نگنجد شرح آن
- M6:4818 گر به طبع این میکنی ای باد سردگرد خط و دایرهٔ آن هود گرد
- M6:4819 ای طبیعی فوق طبع این ملک بینیا بیا و محو کن از مصحف این
- M6:4820 مقریان را منع کن بندی بنهیا معلم را به مال و سهم ده
- M6:4821 عاجزی و خیره کن عجز از کجاستعجز تو تابی از آن روز جزاست
- M6:4822 عجزها داری تو در پیش ای لجوجوقت شد پنهانیان را نک خروج
- M6:4823 خرم آن کین عجز و حیرت قوت اوستدر دو عالم خفته اندر ظل دوست ❋
- M6:4824 هم در آخر عجز خود را او بدیدمرده شد دین عجایز را گزید ❋
- M6:4825 چون زلیخا یوسفش بر وی بتافتاز عجوزی در جوانی راه یافت
- M6:4826 زندگی در مردن و در محنتستآب حیوان در درون ظلمتست