پڑھیے دفتر ۶ حصہ ۶۷ → پچھلا · اگلا ←

بخش ۶۷ - فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاه

اس خزانے کی خبر کا عام ہونا اور بادشاہ کے کانوں تک پہنچنا

  1. M6:1947 پس خبر کردند سلطان را ازینآن گروهی که بدند اندر کمین
  2. M6:1948 عرضه کردند آن سخن را زیردستکه فلانی گنج‌نامه یافتست
  3. M6:1949 چون شنید این شخص کین با شه رسیدجز که تسلیم و رضا چاره ندید
  4. M6:1950 پیش از آنک اشکنجه بیند زان قبادرقعه را آن شخص پیش او نهاد
  5. M6:1951 گفت تا این رقعه را یابیده‌امگنج نه و رنج بی‌حد دیده‌ام
  6. M6:1952 خود نشد یک حبه از گنج آشکارلیک پیچیدم بسی من هم‌چو مار
  7. M6:1953 مدت ماهی چنینم تلخ‌کامکه زیان و سود این بر من حرام
  8. M6:1954 بوک بختت بر کند زین کان غطاای شه پیروزجنگ و دزگشا
  9. M6:1955 مدت شش ماه و افزون پادشاهتیر می‌انداخت و برمی‌کند چاه
  10. M6:1956 هرکجا سخته کمانی بود چستتیر داد انداخت و هر سو گنج جست
  11. M6:1957 غیر تشویش و غم و طامات نیهم‌چو عنقا نام فاش و ذات نی