O'qish› Daftar 1› Mutrib qissasining davomi va Amir al-Moʻminin Umar (roziyallohu anhu)ning unga hotif aytgan xabarni yetkazishi› Bayt 2182
M1:2182 — آمد او با صد ادب آنجا نشست / بر عمر عطسه فتاد و پیر جست
M1:2182
Ma'no · به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI
عمر با ادب و احترام کامل نزد پیرمرد چنگنواز نشست، اما ناگهان عطسهای کرد که باعث شد پیرمرد از ترس از جا بپرد.
این بیت لحظهی اولین برخورد مستقیم میان خلیفه، عمر، و پیرمرد چنگنواز را به تصویر میکشد. عمر که پس از جستجوی فراوان در قبرستان، سرانجام یقین کرده که این نوازندهی سالخورده همان «بندهی خاص» خداوند است که هاتف غیبی به او معرفی کرده، با فروتنی و احترام کامل در کنار او مینشیند. این ادب و تواضع از سوی قدرتمندترین فرد آن زمان، نشاندهندهی حرمتی است که او برای یک ولیّ پنهان قائل است.
اما این صحنهی آرام با یک اتفاق ناگهانی و کاملاً انسانی به هم میریزد: عطسهی عمر. این عطسه، پیرمرد را که در خود فرو رفته و از دنیا غافل است، وحشتزده میکند. او ناگهان متوجه حضور «محتسب» (مأمور حکومتی) میشود و از ترس به خود میلرزد، زیرا میپندارد که برای کار خلاف شرع (نوازندگی) دستگیر و مجازات خواهد شد. مولانا با این جزئیات ساده، تضاد میان نیت درونی عمر (که حامل پیام دوستی از سوی خداست) و برداشت ظاهری پیرمرد (که او را مأمور عذاب میبیند) را به زیبایی نشان میدهد. این ترس، زمینهساز گفتگوی بعدی و بشارت عمر به پیرمرد است.
- جست
- پرید، از جا جهید
- عطسه فتاد
- عطسه کرد (تعبیری قدیمی)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.