O'qish› Daftar 4› Aqlning nafs bilan kurashi Majnunning tuyasi bilan janjallashishiga oʻxshaydi, Majnunning intilishi Hurraga tomon, tuyaning intilishi esa bolasiga tomon orqaga edi, Majnun aytganidek: “Tuyamning havosiga qarshi oʻzimning havoim bor, men va u ikkimiz xilofdamiz”› Bayt 1543
M4:1543 — جان گشاید سوی بالا بالها / در زده تن در زمین چنگالها
M4:1543
شرحِ سروش — uning yozib olingan Masnaviy ma'ruzalaridan
شرح
جلسهٔ 10 — [00:44:08] داستان مجنون و شترش: دو عاشق با دو معشوق
حکیم خوشسخن نفرین میکند بر اون سواری که از این مرکبش پیاده نمیشه و تا آخر میخواد سوار این مرکبی باشد که همراه نالایقیست. او به سوی دیگه نظر داره. اون خوراکش و تفریحش و لذتش در جای دیگریست.
این یکی چنگالهاشو در خاک فرو برده، از او حیات میگیره، از او مدد میگیره، از او لذت میگیره، غذا میگیره. ولی جان از بالا میگیره. لذا این دو تا همره نالایقن، عاشق دو معشوق متعارض و متضادن و نمیتوانند همراهی کنند. یک جا، یک روز، عاقبت این سوار باید تصمیم بگیره که از این مرکب پیاده شه. پیاده هم نشه، پیادهاش میکنند عاقبت. اما اگر خودش زودتر پیاده شد، خوشبخت خواهد بود و سعادتمند.
به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.