O'qish› Daftar 5› Cho'rining xonimning eshagi bilan shahvatini qondirganligi va eshakni echki va ayiq kabi odamga o'xshatib shahvatini qondirishga o'rgatganligi haqida hikoya. U eshakning jinsiy a'zosiga qovoqcha kiritib, chegaradan oshib ketmasligi uchun. Xonim buni bilib qoldi, ammo qovoqchaning nozik joyini ko'rmadi. Cho'rini bahona qilib uzoq joyga yubordi va eshak bilan qovoqchasiz aloqa qildi va sharmandalik bilan halok bo'ldi. Cho'ri kech qaytib keldi va dod solib aytdi: "Ey jonim va ey ko'zimning nuri, jinsiy a'zoni ko'rding-u, qovoqchani ko'rmading. Zikarni ko'rding-u, boshqasini ko'rmading." "Har bir nuqsonli la'natlangan." Ya'ni, har bir nuqsonli nazar va tushuncha la'natlangan. Aks holda, ochiq-oydin jism nuqsonlari rahmatlidir, la'natlangan emas. "Kora ko'rga gunoh yo'qdir" o'qib, gunohni, la'natni, azobni va g'azabni inkor qildi.› Bayt 1385
M5:1385 — خر مؤدب گشته در خاتون فشرد / تا بخایه در زمان خاتون بمرد
M5:1385
Ma'no · به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI
خر که برای آمیزش تعلیم دیده بود، با تمام نیرو با خاتون درآمیخت و زن در همان دم و با چنان شدتی جان خود را از دست داد.
این بیت لحظهٔ اوج فاجعه در داستان است. «خاتون» که از روی حسادت و شهوت کور، عمل کنیزک خود را تقلید میکند، از یک نکتهٔ حیاتی غافل است: کنیزک برای کنترل نیروی حیوانی خر، از یک کدو استفاده میکرد تا عمق دخول را محدود کند. خاتون این «دقیقه» یا نکتهٔ ظریف را نمیبیند و صرفاً ظاهر عمل را تقلید میکند.
مولانا با توصیف بیپرده و تکاندهندهٔ مرگ او، نتیجهٔ جهل و تقلید کورکورانه را به تصویر میکشد. عبارت «خر مؤدب گشته» کنایهآمیز است؛ این تربیت فقط برای انجام عمل شهوانی بوده و هیچ کنترلی بر غریزهٔ ویرانگر آن نداشته است. مرگ فجیع خاتون نمادی از هلاکت روح است که وقتی انسان تسلیم «نفس بهیمی» یا جنبهٔ حیوانی خود میشود، اتفاق میافتد. این داستان هشداری است دربارهٔ اینکه پیروی از شهوات بدون معرفت و کنترل، به نابودی کامل و فضاحتبار میانجامد. مولانا بلافاصله پس از این صحنه، نفس انسان را به همین «نر خر» تشبیه میکند که اگر لگام معرفت بر آن زده نشود، صاحب خود را هلاک خواهد کرد.
- مؤدب گشته
- ادب شده، تربیت شده، تعلیم دیده
- خاتون
- بانوی خانه، زن بزرگ و محترم
- فشرد
- فشار آورد، با قدرت داخل شد
- بخایه
- تا بیخ، تا بیضهها، تا انتها
- در زمان
- فوراً، در همان لحظه، بلافاصله
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.