O'qish› Daftar 5› Cho'rining xonimning eshagi bilan shahvatini qondirganligi va eshakni echki va ayiq kabi odamga o'xshatib shahvatini qondirishga o'rgatganligi haqida hikoya. U eshakning jinsiy a'zosiga qovoqcha kiritib, chegaradan oshib ketmasligi uchun. Xonim buni bilib qoldi, ammo qovoqchaning nozik joyini ko'rmadi. Cho'rini bahona qilib uzoq joyga yubordi va eshak bilan qovoqchasiz aloqa qildi va sharmandalik bilan halok bo'ldi. Cho'ri kech qaytib keldi va dod solib aytdi: "Ey jonim va ey ko'zimning nuri, jinsiy a'zoni ko'rding-u, qovoqchani ko'rmading. Zikarni ko'rding-u, boshqasini ko'rmading." "Har bir nuqsonli la'natlangan." Ya'ni, har bir nuqsonli nazar va tushuncha la'natlangan. Aks holda, ochiq-oydin jism nuqsonlari rahmatlidir, la'natlangan emas. "Kora ko'rga gunoh yo'qdir" o'qib, gunohni, la'natni, azobni va g'azabni inkor qildi.› Bayt 1404
M5:1404 — ای ز من دزدیده علمی ناتمام / ننگ آمد که بپرسی حال دام
M5:1404
Ma'no · به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI
این بیت، خطاب به کسی است که با دیدن ظاهر یک کار، دانشی ناقص و سطحی از آن به دست آورده و از روی غرور، از پرسیدن جزئیات و خطرات پنهان آن خودداری کرده و در نتیجه هلاک شده است.
این بیت بخشی از نوحهی کنیزک بر سر جنازهی بانوی (خاتون) خویش است. خاتون، کنیزک را در حال آمیزش با خر دیده بود، اما به «دقیقه» و نکتهی کلیدی کار، یعنی کدویی که کنیزک برای کنترل اندازه به کار میبرد، توجه نکرده بود. او با دیدن ظاهر عمل، گمان کرد که «علم» آن را به دست آورده است. در واقع، او این دانش را پنهانی و با نگاه کردن «دزدیده» بود، اما دانشی ناقص و ناتمام بود.
مولانا از زبان کنیزک میگوید که علت اصلی این فاجعه، غرور و «ننگ» داشتن خاتون بود. او شرم داشت که از زیردست خود، یعنی کنیزک، دربارهی جزئیات و «حال دام» بپرسد. اگر میپرسید، از خطر آگاه میشد و جان خود را نجات میداد. این «دام» در ظاهر یک «دانه» (لذت) داشت، اما در باطن، هلاکت را به همراه داشت.
این داستان در مثنوی نمادی است برای تمام کسانی که در سلوک معنوی یا هر دانش دیگری، به تقلید کورکورانه و سطحینگری بسنده میکنند. آنها از روی تکبر، از راهنمایی یک استاد یا مرشد («استا») سر باز میزنند و گمان میکنند با دیدن ظاهر اعمال میتوانند به حقیقت برسند. نتیجهی چنین رویکردی، فهم ناقص و در نهایت، نابودی معنوی یا حتی جسمی است. بیت به زیبایی تقابل میان «علم ناتمام» و «دام» را نشان میدهد: دانش ناقص، خود خطرناکترین دام است.
- ناتمام
- ناقص، کاملنشده
- ننگ آمد
- شرم کردی، عار داشتی
- حال دام
- چگونگی و وضعیت تله، جزئیات خطر
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.