O'qish Daftar 6 Chirigan an’analarni qoralash, chunki ular imon lazzatiga toʻsiq, sadoqat zaifligining dalili va yuz minglab nodonlarning yoʻltosari. Xuddi oʻsha xunasaning qoʻylar tomonidan yoʻltosarligi kabi, u oʻta olmagan. Xunasa choʻpondan soʻragan: “Bu sening qoʻylaring meni ajablanarli darajada zarar bera oladimi?” Choʻpon javob bergan: “Ey erkak, agar sening tomiringda erkaklik boʻlsa, hammasi senga fido. Ammo agar xunasa boʻlsang, har biri senga ajdaho. Boshqa bir xunasa bor, u qoʻylarni koʻrgach, darhol yoʻldan qaytadi, soʻrashga jur’at etmaydi, qoʻrqadi, agar soʻrasam, qoʻylar ustimga tushib, menga zarar beradi deb” Bayt 201

M6:201 — من ز دستان و ز مکر دل چنان / مات گشتم که بماندم از فغان

من ز دستان و ز مکر دل چنانمات گشتم که بماندم از فغان
✦ Ushbu baytni Oʻzbekcha tilida ko'rsating

M6:201

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uning yozib olingan Masnaviy ma'ruzalaridan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: من از فریب‌ها و دست‌بردهای دل چنان مات و مبهوت گشتم، که از شدت عجز و درماندگی، حتی توان فغان و فریاد نیز از من سلب شد. معنا: مولانا در این بیت از قدرت فریبنده و حیله‌گر دل سخن می‌گوید که او را چنان در حیرت و درماندگی فرو برده که حتی قادر به ابراز ناله و فریاد نیز نیست. این بیانگر عمق پیچیدگی‌های اختیار و انتخاب‌های دشوار درونی است.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیش و پس از آن، از «فغان» خود در برابر «دو شاخه اختیار» سخن می‌گوید. این بیت، اوج این درماندگی را به تصویر می‌کشد: «من ز دستان و ز مکر دل چنان مات گشتم که بماندم از فغان». او از دست‌بردهای پنهان و فریب‌های دل که ما را به سوی انتخاب‌ها سوق می‌دهد، چنان در حیرت و عجز فرو رفته که دیگر نیروی فغان نیز در او نمانده است. این یک مات شدن صرفاً فکری نیست، بلکه مات شدنی وجودی است؛ حالتی از انجماد و سکون مطلق که حتی توان بیان درد را نیز از شخص سلب می‌کند.

من این را «جان کندن» در دوراهی‌ها می‌خوانم. اختیار، گرچه خود نیکو و مایهٔ کرامت انسان است، اما پیامدهای «استخوان‌شکن»ی دارد. تردیدها و تحیرهای عظیم و سهمگینی را برای آدم پدید می‌آورد و او را در دوراهی‌هایی گرفتار می‌کند که گاه سعادت یا شقاوتش در گرو انتخاب‌های سخت و هولناک است. اینجاست که مولانا تعبیر «اختیارات خبیث» را به کار می‌برد؛ نه به این معنا که اختیار فی‌نفسه خبیث است، بلکه به این دلیل که می‌تواند منجر به خبث و خباثت شود و آدمی را در ورطهٔ تردید و تحیر «جان‌سوز» بیفکند.

این فغان، تنها متعلق به مولانا نیست. او با فروتنی می‌گوید: «من که باشم؟ چرخ با صد کاروبار / زین کمین فریاد کرد از اختیار». او خود را در برابر چرخ گردون با تمام عظمتش ناچیز می‌شمارد و می‌گوید حتی کائنات (به جز انسان) از بار اختیار گریزان بودند. این اشاره‌ای است به آیهٔ امانت در قرآن کریم، که در آن خداوند امانت خود را بر آسمان‌ها و زمین عرضه کرد و آن‌ها از پذیرفتن آن سرباز زدند و تنها انسان آن را بر دوش گرفت. مولانا این امانت را همان اختیار و قدرت انتخاب می‌داند. انسان نمی‌دانست که با پذیرفتن این امانت، خود را در چه «چاه ویل»ی می‌افکند؛ نمی‌دانست که با این انتخاب‌گری، ممکن است دچار سوءِ انتخاب شود و در دام مکر دل گرفتار آید. از این روست که مولانا دست تضرع و استغاثه به درگاه خداوند برمی‌دارد و از او می‌خواهد که وی را از این «دو شاخه اختیار» امان بخشد، یا او را به مرتبه‌ای فراتر از عالم اختیار، به یک راه مستقیم و بی‌تردد، رهنمون شود.

نکات کلیدی

  • دل با دستان و مکر خود، انسان را در دوراهی‌های انتخاب به بن‌بست می‌کشاند.
  • «مات گشتن» در اینجا اشاره به عجز و فلج روحی در برابر قدرت فریبندهٔ دل است.
  • او این درماندگی را چنان عمیق می‌بیند که حتی توان فغان کردن (بیان درد) نیز از او سلب شده است.
  • مولانا اختیار را امانتی عظیم می‌داند که می‌تواند به «اختیارات خبیث» و تردیدهای جان‌سوز منجر شود.
  • فغان مولانا همدردی با تمام کائنات است که بار اختیار را نپذیرفتند.
  • این بیت بیانگر خواست مولانا برای رهایی از ترددهای ناشی از اختیار و رسیدن به «صراط‌المستقیم» است.

Sources: d6-s06 · 00:15:22 d6-s06 · 00:18:20 d6-s05 · 25:55:00

به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.