O'qish Daftar 6 Hud alayhissalomning mo'minlar qutulishi uchun shamol tushganda ko'rsatgan mo'jizasi Bayt 2199

M6:2199 — هر یکی بر درد جوید مرهمی / در تبع قایم شده زین عالمی

هر یکی بر درد جوید مرهمیدر تبع قایم شده زین عالمی
✦ Ushbu baytni Oʻzbekcha tilida ko'rsating

M6:2199

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uning yozib olingan Masnaviy ma'ruzalaridan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر فردی برای درد خود، مرهمی می‌جوید؛ و از پیِ این جست‌وجوهاست که این جهان، برپا و قوام یافته است. معنا: این بیت نشان می‌دهد که جهان و تمام نظام‌های اجتماعی و ساختارهای آن، محصول ثانوی و پیامد ناخواستهٔ تلاش‌های فردی انسان‌ها برای رفع نیازها و تسکین دردهایشان است.

شرح

این بیت مولانا، در نگاه من، یکی از عمیق‌ترین بصیرت‌های او را در باب جامعه‌شناسی و فلسفهٔ تاریخ آشکار می‌کند، هرچند مولانا هرگز قصد نظام‌سازی فلسفی یا جامعه‌شناختی را نداشت. او اینجا با تیزبینی و دقت مثال می‌زند که چگونه جهان، با تمام پیچیدگی‌ها و نظاماتش، از پیِ رفتارهای ساده و انگیزه‌های شخصیِ افراد پدید می‌آید.

هر یک از ما، وقتی صبح برمی‌خیزیم و به کاری مشغول می‌شویم—چه کاسبی که دکان باز می‌کند، چه معلمی که سر کلاس می‌رود، چه طبیبی که به بالین بیمار می‌رود، و حتی گدایی که دست نیاز دراز می‌کند—همگی به دنبال منافع فردی یا رفع دردی شخصی هستیم. این بیت با مثال "هر یکی بر درد جوید مرهمی" دقیقاً به این نکته اشاره می‌کند. ما به دنبال تسکین دردهای خود، از جسمانی تا روحی، می‌رویم. اما مولانا فراتر از این نگاه می‌کند و می‌گوید "در تبع قایم شده زین عالمی"؛ یعنی همین دنبال مرهم گشتن‌های فردی، همین تکاپوهای جداجدا، در پی‌آیند خود، جهانی را برپا می‌کند، نظامی را استوار می‌سازد.

در اینجا من بی‌درنگ به آرای فیلسوف و اقتصاددان اتریشی، فردریک هایک، رجوع می‌کنم که از «نظم خودجوش» (spontaneous order) سخن می‌گفت. هایک معتقد بود بسیاری از نظم‌های عالم، نه با طرح و برنامه‌ریزی قبلی، بلکه به شکلی غافلانه و از پی تعاملات خرد آدمیان پدید می‌آیند. زبان، با دستور زبان و پیچیدگی‌هایش، نتیجه تصمیم یک فرد یا گروه نبوده است؛ بلکه از پی نیازهای ارتباطی افراد و در گذر زمان شکل گرفته. بازار نیز همین‌طور است؛ کاسبی که دکان می‌گشاید، به قصد "اصلاح جهان" یا بنای یک نظام اقتصادی بزرگ نیست، بلکه سود شخصی خود را می‌جوید. اما همین سودجویی‌های فردی، در نهایت، یک سیستم پیچیده و پویا به نام "بازار" را می‌آفریند که حتی بر خود کاسبان نیز سایه می‌افکند و آن‌ها را در قواعد خود محصور می‌کند.

مولانا نیز همین مثال را در حوزهٔ درد و درمان به کار می‌برد. جست‌وجوی مرهم برای دردهای فردی، در تبع خود، به پیدایش نظامات گسترده‌ای چون پزشکی، داروشناسی، و حتی صنعت عظیم داروسازی منجر شده است. آنچه با نیت خالص تسکین رنج آغاز شد، در گذر زمان بدل به سیستمی عظیم گشته است.

اما این نکته‌ای قابل تأمل دارد، و مولانا نیز، اگرچه به صراحت نمی‌گوید اما تلویحاً نشان می‌دهد: این نظم‌های خودجوش، که قرار بود خادم بشر باشند، گاه به مخدوم بدل می‌شوند. یعنی همان سیستم‌هایی که برای رفع نیازهای ما برپا کردیم، به چنان اقتداری می‌رسند که ما را به زیر سلطه می‌کشند و حتی به قربانیان خود بدل می‌کنند. امروز می‌بینیم که چگونه صنعت داروسازی، که قرار بود مرهم درد باشد، گاه خود به منبعی از رنج و استثمار تبدیل شده است. این سرمایه‌داری بی‌رحم، که خود یک نظم خودجوش است، گاه شیرهٔ جان مردم را می‌مکد و استخوان‌هایشان را خرد می‌کند. این وضعیت همان پیامدهای ناخواسته (unintended consequences) است که هیچ‌کس در ابتدا خواستار آن نبود، اما از پیِ همین کنش‌های به ظاهر بی‌ضرر فردی پدید آمده است.

بنابراین، مولانا در این بیت، نه تنها یک مشاهدهٔ جامعه‌شناختی دقیق را بیان می‌کند، بلکه پارادوکسی عمیق را در باب نسبت انسان و نظام‌های برساختهٔ دست خودش، پیش چشم ما می‌گذارد: چگونه خادمان، مخدوم می‌شوند و چطور آنچه برای آسایش می‌سازیم، ممکن است ما را به اسارت گیرد. این بی‌آنکه قصد کند، نگاهی است که از پسِ قرون، بر کشف‌های متفکران جدید پرتو می‌افکند.

نکات کلیدی

  • جهان و نظام‌هایش، پیامد ناخواستهٔ تلاش‌های فردی انسان‌ها برای رفع نیازها و دردهایشان است.
  • مفهوم «نظم خودجوش» (spontaneous order) در نگاه مولانا، پیش از هایک، در باب شکل‌گیری جامعه و نهادهای آن مشهود است.
  • جست‌وجوی مرهم برای درد، به پیدایش سیستم‌های عظیمی چون طب و داروسازی منجر می‌شود.
  • سیستم‌هایی که برای خدمت به بشر پدید می‌آیند، می‌توانند به «خادمان مخدوم» تبدیل شوند و انسان‌ها را به قربانیان خود بدل کنند.
  • مولانا با این بیت، پارادوکس عمیق رابطه انسان با مصنوعات خود را، که می‌توانند از کنترل خارج شوند، مطرح می‌کند.

Sources: d6-s50 · 02:25:04 d6-s50 · 00:03:31 d6-s50 · 00:03:05

به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.