O'qish Daftar 6 Xazina izlagan kishining ko'p izlash, ojizlik va chorasizlikdan keyin Haq taologa tavba qilishi: "Ey zohirlarni ko'rsatuvchi, bu yashirin narsani oshkor qil!" Bayt 2332

M6:2332 — هیچ دیگر بر چنین هیچی منه / نام دولت بر چنین پیچی منه

هیچ دیگر بر چنین هیچی منهنام دولت بر چنین پیچی منه
✦ Ushbu baytni Oʻzbekcha tilida ko'rsating

M6:2332

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uning yozib olingan Masnaviy ma'ruzalaridan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بر این نیستیِ من، نیستیِ دیگری مَنِه، و نام دولت بر این درهم‌پیچیدگیِ من مَنِه.

معنا: این بیت از زبان درویشی است که به حق تعالی عرض می‌کند: پروردگارا، بر این حالِ نیستی و ضعف من، نیستیِ دیگری اضافه مکن، و این گرفتاری‌ها و رنج‌های من را «دولت» و اقبال مَنام.

شرح

این بیت در میان آن مناجاتی می‌آید که مولانا از زبان یک درویش روایت می‌کند؛ مناجاتی که سرشار از اعتراف به فقر ذاتی و ناتوانی انسان است. در اینجا، درویش خطاب به حق تعالی، حال خود را در دو وضعیت متناقض و در عین حال هم‌ارز، یعنی «بی‌خودی» و «هوشیاری»، توصیف می‌کند. مولانا در جای دیگری می‌گوید: «در زمان بی‌هشی خود هیچ من / در زمان هوش اندر پیچ من». یعنی وقتی انسان در خواب و بی‌خبری است، «هیچ» است؛ خودی در کار نیست، همه دارایی‌ها و تعیّنات از او ستانده شده و او یک جعبهٔ خالی و نیستی محض است. این همان «هیچ» اول است.

اما وقتی به هوش و بیداری می‌آید، در «پیچ» است. «پیچ» در اینجا به معنای پیچیدگی، اضطراب، رنجِ روزگار، و دغدغه‌های بی‌شمار است. دلمشغولی‌های گوناگون، نگرانی‌ها و هراس‌ها، همه وجود انسان را به هم می‌پیچانند و او را در گردابی از تشویش غرق می‌کنند. پس «پیچ» نماد رنج و تلاطمِ درون در بیداری است. حال درویش چه می‌گوید؟ او از خداوند می‌خواهد که این «هیچ» را از این «هیچ‌تر» نکند؛ یعنی بر این حالتِ بی‌خودی و نیستیِ محض، نیستیِ دیگری اضافه ننماید و او را در تهی‌دست‌ترین حالت رها نکند. او اعتراف می‌کند که این وضعیت، نهایتِ ناتوانی و فقر است.

در ادامه، درویش درخواست می‌کند که بر این «پیچ» و درهم‌تنیدگی و رنج، نام «دولت» نگذارند. «دولت» در اینجا به معنای اقبال، بخت نیکو، و سعادت است. درویش می‌فهمد که این حالتِ پریشان و پردغدغه، هرگز نمی‌تواند نشانی از سعادت یا لطف الهی به معنای ظاهری آن باشد. این پیچیدگی و پریشانی، دقیقاً نقطه مقابل «دولت» است. این حال، حالِ افتقار و نیاز مبرم است، نه حالِ بی‌نیازی و کمال. این زبان، زبانِ خودشناسی و اعتراف به ضعف بنیادین انسان در برابر قدرت و ارادهٔ مطلق الهی است. انسان در این مقام می‌آموزد که هیچ‌کاره است و حتی در آنچه اختیار خود می‌پندارد نیز دست‌بسته است، چه رسد به ناتوانی‌اش در مواجهه با امور پنهان و خارج از اراده‌اش. این اعترافی عمیق به عدم استقلال و وابستگی مطلق به حق است؛ نقطه‌ای که عارف از هرگونه خودبینی و معجبی دست می‌کشد و تمام هستی‌اش را در گرو لطف الهی می‌بیند.

نکات کلیدی

  • انسان در هر دو حالت هشیاری و بی‌هشی، در نهایت ضعف و افتقار است.
  • وضعیت 'هیچ' (نیستی در بی‌خودی) و 'پیچ' (اضطراب در هشیاری) نشان‌دهنده فقر ذاتی انسان است.
  • نام‌گذاری رنج‌ها و گرفتاری‌ها به 'دولت' (اقبال و سعادت) نشان از غفلت از حقیقت وجودی انسان است.
  • این بیت، ندای خودشناسی عمیق و تسلیم کامل در برابر اراده الهی است.
  • مولانا تاکید می‌کند که حتی آگاهی از رنج و اضطراب نیز نباید به خودپسندی منجر شود، بلکه باید به اعتراف به ناتوانی بیشتر بینجامد.

Sources: d6-s54 · 03:52:00 d6-s54 · 07:37:00 d6-s54 · 59:13:00

به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.