O'qish Daftar 6 Sichqonning qurbaqaga iltijo qilib: "Baho-sabab izlama va bu ehtiyojimni kechiktirma, chunki kechiktirishda ofatlar bor, so'fiy vaqt o'g'lidir va otasining etagidan qo'lini tortmaydi, shafqatli ota so'fiyning vaqti bo'lib, uni ertaga muhtoj qilmaydi, uni o'zining tez hisob-kitob gulzoriga shunchalik g'arq qiladiki, oddiy odamlar kabi kelajakni kutmaydi, u daryo bo'ladi, davr emas, chunki Alloh huzurida tong ham, kech ham yo'q, o'tmish va kelajak, azaliy va abadiy u yerda bo'lmaydi, Odam avvalgi, Dajjol keyingi bo'lmaydi, chunki bu urf-odatlar juz'iy aql sohasidadir, va ruhiy hayvoniy makonsiz va zamonsiz olamda bu urf-odatlar bo'lmaydi, shuning uchun u shunday vaqt o'g'lidirki, undan zamonlarning ajratilganligini rad etishdan boshqasi tushunilmaydi, xuddi Alloh yagonadir degan so'zdan ikkilikni rad etish tushunilganidek, yagonalikning haqiqati emas" Bayt 2721

M6:2721 — تا لب جو خندد از آب معین / لب لب جو سر برآرد یاسمین

تا لب جو خندد از آب معینلب لب جو سر برآرد یاسمین
✦ Ushbu baytni Oʻzbekcha tilida ko'rsating

M6:2721

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uning yozib olingan Masnaviy ma'ruzalaridan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا لب رودخانه از آب زلال شاداب و خندان شود، و بر کنار جویبار گل یاسمین سر برآورد. معنا: این بیت، تأثیر حضور و لطف الهی را با تمثیلی از طبیعت بیان می‌کند؛ همان‌گونه که آب زلال به جویبار حیات می‌بخشد و گل‌ها می‌رویاند، عنایت حق نیز جان و جهان را تازه و شکوفا می‌سازد.

شرح

من پیشتر گفته‌ام که مولانا با صوفی هم‌صداست که «سیلی نقد از حلوای نسیه به». این بیت از آن جهت مهم است که «نقد» را نه تنها سیلی، که حضور جان‌بخش معشوق می‌داند. اینجا، جویبارِ حیات، از آبِ «معین» یعنی آبِ روان و زلال الهی لبریز می‌شود و این آب، چنان طراوتی به آن می‌بخشد که گویی «می‌خندد». این خندهٔ لب جویبار، نمادی از شادابی و نشاطی است که از حضور بی‌واسطه و «نقد» حق بر جهان می‌تابد. مولانا سپس بلافاصله در بیت بعدی توضیح می‌دهد: «چون ببینی بر لب جو سبزه مست / پس بدان از دور کانجا آب هست». یعنی این شادابی و سبزی که بر لب جوی می‌بینیم، خود نشانهٔ حیاتی جاری و ساری است. این مثال را مولانا برای شرح حال عارفان و سالکان به کار می‌گیرد: وقتی به عارف و انسانی واصل نزدیک می‌شوید و او را سرشار از بسط و سبک‌روحی می‌یابید، وقتی می‌بینید که در اوج حال خوش، آنچنان در پرواز است که حتی آرامش و شادی او به شما نیز سرایت می‌کند، بدانید که در آنجا خبری هست. بدانید که این شخص از آبی معین نوشیده و به حضوری نقد دست یافته است. همچنان که سبزه و گل یاسمین بر لب جوی سر برمی‌آورند، حیات روحانی نیز از حضور حق بر قلب عارف متجلی می‌شود. این اشاره به «یاسمین» که نمادی از زیبایی و عطر خوش است، بیانگر آن است که این حضور صرفاً یک حالت درونی نیست؛ بلکه ثمرات بیرونی و عطرآگینی نیز دارد که دیگران می‌توانند آن را حس کنند و از آن بهره‌مند شوند. این همان «سیماهم فی وجوههم من اثر السجود» است؛ نشانه‌های درونی که در ظاهر متجلی می‌شوند. این بیت، در واقع، دعوت به درک نشانه‌های حضور حق در جهان و در وجود انسان‌های کامل است. مولانا ما را فرامی‌خواند که از ظواهر نگذریم، بلکه با چشم بصیرت به این نشانه‌ها بنگریم و از طریق «نشان پا» به «آهو» برسیم. آنچه بر عارف می‌گذرد، صرفاً تجارب شخصی نیست؛ بلکه تجلیات جهانی‌ای است که دیگران را نیز به سمت منبع این حیات دعوت می‌کند.

نکات کلیدی

  • «نقد» و حضور الهی، سرچشمهٔ حقیقی شادی و طراوت است، نه وعده‌های دوردست.
  • جویبار حیات، از آب «معین» (حضور زلال حق) خندان می‌شود و گل‌های یاسمین (زیبایی و عطر معنوی) می‌رویاند.
  • شادابی و بسط حال در عارفان، نشانهٔ قطعی دسترسی آن‌ها به «آب حیات» معنوی است.
  • مولانا ما را به دیدن نشانه‌های حضور حق در جهان و در انسان‌های کامل فرامی‌خواند.

Sources: d6-s63 · 44:55 d6-s63 · 47:38

به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.